X
تبلیغات
رایتل
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داندکه دراین دایره سرگردانند
  
 برای تو زنده ام
 
آرشیو
 
شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1385
روزانه

سلام.من بازم اومدم تا یه چیزایی بنویسم که بفهمید زنده ام!البته شاید واسه هیچ کدومتون مهم نباشه که یه موجود کاملا خنثی روی زمین زندگی کنه یا نه.این چند روز زدم تو خط مولانا و حافظ و چیزایی از دنیای قشنگشون کشف کردم که دیگه این دنیا واسم معنا و مفهومی نداره.کاش می شد تمام زندگیمو با کتابهای قشنگ و جورواجور می گذروندم و مجبور نبودم کتابایی که هیچ بویی از معنویت و عرفان نداره رو بخونم مثل کتابای تست و کتابایی که چهار سال با نفرت خوندیشونو دوباره باید واسه رفتن به مقطع بالاتر از اول بخونیشون.دوست داشتم انقد کتاب داشتم که نمی دونستم کدومشونو بخونم(میدونید منظورم از کتاب چه کتاباییه دیگه!) و اصلا خبردار نمی شدم تو دنیا داره چه اتفاقاتی می افته...سیاستمدارا هرروز چی میگن...هر روز کجا زلزله میاد...کجا یه عده یهو با یه سهل انگاری می میرن و...کاش می شد یه جایی می رفتم که هیچ کسی نبودو هیچ خبری از خبر گذاری ها و چه میدونم از این چیزا نبود و من یه دل سیر می رفتم تو دنیایی که فقط مال خودمه و هیچ کسی نباید ازش سردربیاره.نمی دونم چرا همه می خوان از کارت سردربیارن و تمام تلاششونو می کنن که زیرابتو بزنن.واقعا می گم ها!احساس می کنم دوروبریهام بدجوری رفتن تو نخ من!شاید احساس می کنن گنجی چیزی پیدا کردم.بابا به خدا دست از سر من بردارید!خسته شدم بسکه توضیح دادم این سکوت من معناداره و نمی خواد نگرانم باشید.بابا خوبم!باید حتما انقد بگم و بخندم و ورجه وورجه کنم که بفهمید من حالم خوبه؟!یعنی نمی خواید قبول کنید که چی به سر من اوردید؟من خوبم ولی نه مثل همیشه.همین!مشکلی نیست حل می شه!خودمم نمی فهمم چی می گم.من برم فکر کنم بهتر باشه!خدانگهدار.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 24724


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها