X
تبلیغات
رایتل
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داندکه دراین دایره سرگردانند
  
 برای تو زنده ام
 
آرشیو
 
دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1385
باز هم جنگ...
نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم تصاویر تلویزیونی گویای شمه ای از اتفاقاتی است که در لبنان و فلسطین می افتد.صدای بی وفقه ورعب آور بارش گلوله های سرد و بیروح بر پیکر نیمه جان کودکان و زنان فلسطینی و لبنانی وگوش هایی که از پنبه پرشده است و دهان هایی که همیشه برای محکوم کردن و از سرخود باز کردن باز است...نمی دانم تا کی کودکان فلسطینی و لبنانی باید با ترس به آغوش مادرانشان پناه ببرند و تا کی باید هر لحظه منتظر آوار شدن سقف زندگی برسرشان باشند...آیا حمایت از حقوق بشر٬ گرفتن زندگی آنها و ویران کردن شهرها و روستاهایشان است؟آخر چرا قانا باید در کمتر از ۱۵ سال دوبار مصیبت بزرگی را به خود ببیند.شاید داغ فاجعه قبلی هنوز بر پیکر شهر سنگینی می کند...و هنوز هستند کسانی که با یادآوری آن حادثه شوم از خشم بر خود می لرزند و اشک بر چهره شان جاری می شود.نمی دانم چرا هر جا مسلمانی هست ظلمی آشکار و تجاوزی بی شرمانه به حریم مسلمانی هم هست...از لبنان که روزی عروس کشورهای خاورمیانه بوده است صدای فریاد به گوش می رسد...شاید تا چند روز دیگر از این کشورزیبا که زیبارویانش زبانزد خاص و عام بوده اند جز مشتی خاک بر جای نماند ولی حزب الله با تمام وجود می جنگد...خاک  لبنان هنوز زنده است...هنوز در این سرزمین کودکانی متولد می شوند که از کودکی با سنگ و فلاخن و خمپاره آشنا می شوند و با آغوش باز به استقبال مرگی شرافتمندانه می روند ولی می آموزند که این خاک ناموس و شرفشان است و نباید حتی وجبی از این خاک رابه نامحرمان و بیگانگان واگذار کرد.یعنی می شود روزی کودکان این آب و خاک به جای صدای خمپاره وگلوله با صدای لالایی مادرانشان به خواب روند و....؟

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 24724


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها